پنجشنبه .... 32 هفته و 6 روز
پسرای قند عسلم
امشب تولد امام رضا (ع) است . انشاالله سال بعد اینموقع ١١ ماهتونه 
به امید خدا دنیا که اومدید و یکم بزرگ و محکم شدید میریم پا بوسش و ازش به خاطر اینکه پیش خدا واسطه شد تا شما رو داشته باشیم تشکر میکنیم .
* جمعه گذشته یه جشن کوچولو گرفتیم واسه دیدن اتاق خوشگلتون , همه عاشق اتاقتون شدن ... حاجی مامان نتونست بیاد چون شوهر خاهرش همون جمعه صبح فوت کرد اما عمه منصوره اومد یکم بزن برقص کردیم وگفتیمو خندیدیم , خیلی خوش گذشت 
* ٢.٣ روزه که حالتهای تکون خوردنتون عوض شده یهویی انگار میپرید , خیلی بامزست !!!
* شنبه هفته آینده میخوام برم سونو , انشاالله که خوب رشد کرده باشید و بشه تو ٣٦ هفته دنیا بیاید ( دکتر گفته اگه بشه تا ٣٨ هفته نگهتون میداره ) ,بابا وحید میگه باهاش صحبت کنیم که اگه بشه همون ٣٥ یا ٣٦ هفته سزارین شم ....راستش دیگه دارم خسته میشم , همه چیم قاطی شده , نگران شما هم هستم که نکنه یه چیزی بشه اذیت شین , گاهی دلدرد دارم کمه ولی یه جوریه , هرچیم میخورم نفخ میکنم از آب بگیر تا همه غذاها .خارش پوستمم شبها بیچارم میکنه همه جام زخمو زیل شده
...
اما به خاطر وجود شما تحملش واسم راحته نینی جونااااا
خداجووووووووووووووون هوامونو داشته باش 


پنجشنبه .... 32 هفته و 6 روز
